تمامی گروه های آماتور موسیقی تبدیل به گروه های حرفه ای این صنعت نمی شوند...
گروه های آماتور موسیقی
نویسنده:شاهین پژوم
ژولای ۲۰۱۰
گروه های آماتور موسیقی در کشور های غربی اغلب در مدرسه و در بین گروه های دوستی که در آن محیط به وجود می آید ایجاد میشوند. تدریس موسیقی در مدارس و وجود مراکز مجهزی برای تمرین، از عوامل تسهیل دهنده ایجاد این گروه ها در آن کشور ها است. اما در همه جای دنیا، تمامی گروه های آماتور موسیقی تبدیل به گروه های حرفه ای این صنعت نمی شوند. چه بسا گروه هایی که تنها برای رفع اوقات فراغت اعضای گروه تشکیل شده اند یا هدف تشکیل خود را برگزاری چند برنامه محلی یا مراسم خیریه در سال می دانند. بررسی گروه های آماتور به تحلیل وضعیت موسیقی پایه در یک جامعه کمک میکند. این قضیه مانند وضعیت تیم های ورزشی محلی است که تعداد و فعالیت های آنها نشان دهنده میزان توانایی و شانس تیم های حرفه ای آن منطقه است. به همین طریق، وجود و تکثر گروه های آماتور، هرچند که همه آنها منجر به ظهور گروه های حرفه ای نشوند، تحلیلی دقیق و موثر از وضعیت موسیقی و پتانسیل تشکیل گروه های حرفه ای و موفق به دست می دهد. زیرزمین سعی کرده است با بررسی موسیقی آماتور در سی سال گذشته و در زمان حال، تحلیلی از آینده موسیقی آماتور و سیر آن در ایران و در نتیجه پایه موسیقی حرفه ای را ارائه دهد
موسیقیدانان و نوازندگان برای پیدا کردن خود در ایران دارای مشکلات متفاوتی بوده اند که این مشکلات بسته به زمان تغییراتی داشته است. در سال های بعد از پیروزی انقلاب، موسیقی از خیابان به خانه ها برده شد و سرود های انقلابی جای آن را پرکرد. در آن زمان حلقه های استاد-شاگردی، محلی بود که بسیاری از هنرمندان، شاگردانشان را با هم آشنا می کردند. محمد رضا، یکی از شاگردان فریدون فروغی، که اکنون در پاساژی در خیابان فردوسی مغازه دارد به من می گوید که مرحوم فریدون فروغی هر پنجشنبه شب شاگردانش را دعوت می کرد و او می نواخت و شاگردانش می نواختند. او در حالی که عکس های این مراسم را به من نشان می دهد در جواب من که می پرسم "حالا در موسیقی چه میکنید" می گوید، بعد مرگ استاد دیگر امکان جمع شدن برای ما مهیا نبود. محلی برای تمرین گروهی نبود، اما هنوز گاهی وقت ها در تنهایی گیتار را می نوازم
در سال های بعد اما پیدا کردن اعضا برای گروه سهولت یافت. اینترنت، چت روم ها و فروم ها، دوست داران ونوازندگان موسیقی را به یکدیگر پیوند می داند اما ارسلان رهبری، گیتاریست گروه تارانتیست و تیرانا، از گروه هایی که در اوایل دهه هشتاد شمسی تشکیل شده اند، اهمیت دنیای مجازی را در تشکیل گروه های موسیقی کم اهمیت تر از آنچه تصور می شود می داند. او می گوید که همه طریق پیدا کردن اعضا را دیده. حتی آن ها برای گروه خود در روزنامه آگهی کرده بودند و تقاضاهای زیادی هم گرفته بودند. او می گوید گروه های زیر زمینی دو جورند، آنها که از هم پاشیدند خیلی زیر زمینی نبودند و آنها که اصیل تر هستند هنوز بیش از یک دهه است که کار می کنند. او شوق به موسیقی را بیشتر از حدی می داند که متوقف شود. بسیاری از هنرمندان که از موسیقی آماتور به موسیقی حرفه ای رسیده اند چنین شوقی را احساس می کنند
در سال های دهه 70 شمسی، بازار موسیقی رونق بیشتری گرفت. دیگر خبری از ترانه های انقلابی نبود. تابلو های آموزشگاه ها کم کم از گوشه کنار شهر سر در می آوردند. آموزشگاه هایی که یا اغلب به سازهای سنتی می پرداختند، که اکثرا شامل تمام انواع متداول سازهای سنتی بودند؛ و یا سازهای کلاسیک که شامل پیانو، ویولن، گیتار کلاسیک ، و بعضا سازهای بادی بود. به ندرت مشاهده میشد که سازهای درام و گیتار بیس در لیست آگهی های آنها به نمایش در بیاید. عبدی بهروان فرد در مورد کیفیت این آموزشگاه ها تردید دارد و میگوید صرف اینکه یک نوازنده خوب باشی دلیل بر معلم موسیقی خوب بودن نیست. او اعتقاد دارد وضعیت فعلی آموزشگاه ها اکنون نیز بهتر نشده و تنها تعداد آنها افزایش یافته است. این در حالی است که آموزشگاه ها نیز دچار مشکلاتی هستند و کیفیت آموزش در کلاس های عمومی به شدت پایین است و کلاس های خصوصی نیز اغلب به علت هزینه زیاد قابل دسترسی برای اکثر علاقمندان به موسیقی نیست. اما با رواج گرفتن اینترنت در دهه هشتاد شمسی راه های جدیدی به روی موسیقی دانان آماتور باز شد
در دهه هشتاد شمسی، اینترنت به خدمت ایرانیان علاقمند به موسیقی درآمد اما هنوز بسیاری از نوازندگان یکدیگر را در محیط های غیر مجازی دیدار می کردند. عبدی بهروان فر، نوازنده و آهنگساز سرشناسی است که آن روز ها در شهر مشهد در فضای موسیقی آن جا پرورش می یافت. او می گوید "پاتوق های فروش ساز در مشهد مشخص بود اما گاه برای پیدا کردن یک ساز دهنی کوچک بلوز به زحمت می افتادی". او از فضای صمیمانه گروه های آن دوره می گوید و این که حرفه ای بودن مطرح نبوده و اعضا باید پشتکار همراهی گروه را دارا بوده باشند. البته وی اشاره می کند که علاقه به موسیقی مشترک و شناخت موسیقی جزو عواملی بوده که بازده گروه را چندین برابر می کرده است. شاید اکنون امکان خرید یا سفارش سازهای گوناگون و تجهیزات استدیویی حداقل در تهران با قیمت هایی که در حدود40 درصد بیشتر از قیمت مشابه این اجناس در خارج از ایران است میسر باشد اما بی انظباطی در قیمت ها، اعتماد خریداران نسبت به بسیاری از فروشگاه های ساز را خدشه دار کرده است
آرش آزادی یکی از این هنرمندان جوان آماتور است که با دوستانش یک گروه آماتور تلفیقی تشکیل داده است. در گروه آنها سازهای بیس، سه تار، سینتی سایزر و گیتار نواخته می شوند. او در مورد اینکه چگونه اعضای گروه خود را پیدا کرده است و مشکلاتی که در این راه داشته است می گوید که پس از سه سال توانسته اعضای گروه را با جستجو در بین دوستان و آشنایان و همکلاسی ها پیدا کند و آنها هنوز هم از نداشتن یک درامر ثابت رنج می برند. او که ساز اصلیش سه تار است در مقطعی از زمان مجبور شده که به فراگیری گیتار نیز روی بیاورد. آنها که اکنون در آموزشگاهی تمرین می کنند نمی دانند که تا چه زمانی می توانند گروه را حفظ کنند: " ولی باز ترسم اینه که بعد از کنکور سپهر و سینا بروند شهر های دیگه و باز بی نوازندگی ..." وی به این نکته اشاره می کند که برخی از نوازنده هایی که با او کار کرده اند پس از مدتی به خاطر وجود مشکلات و نبود مکان تمرین به تک نوازی و "در تنهایی نواختن" روی آورده اند که نشان از سختی و بی هدفی گروه نوازی به خصوص در شهرستان ها دارد. موسیقی آماتور در ایران با مشکلات و دشواری هایی روبه رو است اما به نظر می رسد که مانند بسیاری از علایق و هیجانات که سیر طبیعی خود را طی می کنند، موسیقی دانان آماتور نیز به کار خود ادامه خواهند داد








