موسیقی 360 - اگر از طرفداران موسیقی راک باشید بدون شک نام شهرام شعرباف و گروه معروفش اوهام را حتما شنیده اید حتی اگر به موسیقی راک فارسی علاقه ای هم نداشته باشید به برخی از کارهای او گوش فرا داده اید. چندی پیش آلبوم "ایهام" که حاصل 10 سال فعالیت اوهام است منتشر شد و به همین بهانه و تعدادی سوال دیگر که همواره برایمان مبهم بوده سراغ شهرام شعرباف رفتیم و او نیز به همه پرسش های پاسخ های کامل و جامعی داد. تقدیم به همه اوهامی های عزیز..<./p>
موسیقی 360 : آقای شعرباف از "اوهام" بگویید. از گذشته "اوهام" که چه بوده و الان به کجا رسیده است؟ و در کدام سمت در حال حرکت است؟
وهام در واقع ادامه مسیر و موزیکی بود که من و شاهرخ ایزدخواه از سالها پیش دنبال میکردیم. من و شاهرخ از طریق زرتشت (که طراح کارهای گرافیکی و ویدیوی اوهام بوده و جدا از این هم یکی از بهترین طراحان و انیماتور های ایرانی هستش) و تو دوره دبیرستان آشنا شدیم. این قضیه قدری مفصله ولی به طور خلاصه میتونم بگم که خونه زرتشت و برادرش علی پاتوق و محفل هنرمندای خیلی خوب و متنوعی بود. از عکاس بگیر تا نقاش و نویسنده و موزیسین هر روز اونجا جمع میشدن و هر کی کارهای خودشو میگذاشت وسط و با بقیه در موردش صحبت و بحث میکردن. این داستان بر میگرده به سالهای 1372 یا همون حوالی و هنوز فضای جامعه خیلی بسته و محدود بود و وجود همچین جمعی فوق العاده تاثیرگذار و مثبت بود. مثل خیلی بچه های دیگه ما هم جمع و اکیپ خودمون رو داشتیم و درون خودمون معاشرت و کار میکردیم. من و شاهرخ از پونزده شونزده سالگی با هم موزیک زدیم و طی این سالها واقعا میتونم بگم هزاران آهنگ کاور کردیم و بعد تر ساختیم و ضبط کردیم. در واقع قبل از اوهام ما چندین آلبوم ضبط کرده بودیم که همگی اشعار انگلیسی داشتن و تو هر دوره ای تحت تاثیر یه گروه یا موزیسین راک بودن. ولی از همون اول دنبال یه سبک و صدای خاص برای موزیکمون بودیم.. میخواستیم موزیک راکی ارایه کنیم که ایرانی باشه. اگه به موزیک بند های راک از هر جای دنیا گوش بدی همیشه یه چیزی یا المانی از ملیت اون گروه تو کاراشون میشنوی و میبینی. میخواستیم موزیکی باشه که در عین راک بودن هر کسی متوجه بشه که از ایران اومده. همیشه این خیلی کار عبثی به نظرمون میومد که یه موزیک راک کلیشه ای آمریکایی یا انگلیسی رو تولید کنیم و همیشه دنباله رو نوع خاصی از موزیک باشیم.
اوهام نقطه عطف همکاری طولانی من و شاهرخ بوده. نقطه ای که شاهرخ به لحاظ نوازندگی بی نظیر گیتار (و سازهای سنتی مثل سه تار) و من از لحاظ آهنگسازی و پروداکشن به جایی رسیدیم که تونستیم موزیک خودمون رو به وجود بیاریم: راک ایرانی.

موسیقی 360 : اوهام از جمله نخستین گروه هایی بود که آلبومش را بصورت زیرزمینی (اینترنتی) منتشر کرد. بسیاری از موزیسین هایی که همزمان با شما کار می کردند مثل فرشید اعرابی و... موفق به دریافت مجوز شدند. فکر می کنید که آیا اوهام هم ممکن بود مجوز بگیرد؟ بسیاری از این افراد هیچ گونه تغییری هم در کارهایشان اعمال نکردند....
راستش بعد از چند بار سعی و تلاش نا فرجام و رو در رو شدن با سیستمی که در ارشاد وجود داشت (و قاعدتا هنوز هم هست) کل این موضوع به نظرم فوق العاده پوچ و مسخره شد که برای انتشار موزیکم مجبور باشم به کسی حساب پس بدم یا چیزهایی که به نظر اون بابا اشتباه میومد رو عوض کنم چون به نظر من هیچ کدوم اون آدمها در مورد موزیکی که ما میزنیم هیچ اطلاع یا دانشی نداشتن. آخرین چیزهایی که از موزیک راک شنیده بوده موزیک های راک فرانسوی سالهای قبل انقلاب بوده و کار ما به نظرشون کاملا بی معنی بود. از یه جایی این موضوع مجوز و این مزخرفات رو کامل فراموش کردم. من دو تا سوال از اون دوستانی که سرانجام و بعد از تحمل اون همه مرارت و تحقیر (همه میدونن که رفتار ارشاد با موزیسین های جوان و تازه کار تحقیر آمیز بوده) موفق به دریافت مجوز شدن دارم: چه چیزی در قبال دریافت اون ورقه کاغذ به دست آوردند؟ آیا اون مجوز باعث شد تا اون ها به چیزی که میخواستن برسن؟ آیا تونستن با خیال راحت کنسرت بدن و آلبوم هاشون رو پخش کنند؟ آیا انتشار آلبومشون در سراسر ایران و فروش سی دی هاشون در هر مغازه و فروشگاهی اون هارو ستاره کرد؟ هنوز هم خواننده های درجه دوم تیتراژ های برنامه های تلویزون ایران از این هنرمندانی که نام بردی در بین عموم مردم معروف ترند!
سوال دومم اینه که واقعا و صادقانه و حتی در خلوتشون از خودشون سوال کنن از اون آلبومی که بعد از هزاران قلع و قمع و حذف و تغییر به بازار اومد ته دلشون راضی هستن یا نه؟ آیا اون چیزی شد که باید میشد؟ آیا وقتی به آهنگاشون گوش میکنند لذت میبرن یا حرص میخورن و به اطرافیان با هیجان توضیح میدن که "این قسمتش قرار بود یه جور دیگه باشه با سولوی گیتار و اینا ولی ارشاد نذاشت..." ؟ . اون روزها مردم عادی و شنوندگان موزیک از خیلی این مراسم قلع و قمع موزیک خبر نداشتن و همه زشتی ها و ایرادات و حتی بی روح بودن موزیک ها به اسم سازندگانشون نوشته میشد. میخوام بگم سرانجام این بازی پوچ باخت هنرمندان خواهد بود چون برای هیچ همه چی رو عوض میکنن و هیچی هم تهش نمیمونه. اونایی هم که میبرن و وارد سیستم میشن به وسایل تبلیغات دولتی و گروهی تبدیل میشن. یه روز هستن یه موقع دو سال نیستن.
موسیقی 360 : اگر اوهام مجوز می گرفت با اوهامی که در حال حاضر می بینیم متفاوت بود؟ چرا؟
الان که فکر میکنم میبینم اصلا حالت دیگه ای نمیتونست وجود داشته باشه. برای جواب به این سوال باید پرسید که اگه شهرام یه جور دیگه بود چی میشد؟ اگه
شاهرخ یه جور دیگه بود چی میشد؟ و هزاران شانس و اتفاق و فاکتور های دیگه که کل این ماجرا رو میتونستن عوض کنند. چون از روز اول هم من و هم شاهرخ در این ماجرا هم عقیده بودیم که موزیک هرگز نباید سانسور بشه یا به درخواست کسی عوض بشه. حتی یک نت. بعد از ضبط آلبوم و پس از رد شدن اولین نسخه اون از سوی ارشاد شرکت تهیه کننده به شدت به من فشار آورد که آلبوم "نهال حیرت" رو به کل عوض کنم ولی من در نهایت راضی به میکس دوباره آهنگها شدم و هیچ چیزی رو عوض و حذف نکردم. فقط ولوم صداهایی که مورد اعتراض بودن رو تو میکس ها کم میکردم. این خودش خیلی لج ارشادی هارو در میاورد! و نهایتا هم روزی که اوهام دات کام رو راه انداختیم نسخه و میکس اریجینال همه آهنگ ها رو آپلود کردیم. از اون روز تا به الان هرچیزی که از اوهام شنیدین دقیقا همونی بوده که اوهام میخواسته.
و اگر تحت شرایط خاصی و به زور تفنگ اون اتفاق می افتاد و ما هم تغییرات رو اعمال میکردیم و مجوز صادر میشد موزیکی که میشنیدید از دو حال خارج نبود: یا به شدت درب و داغون و نفله شده صدا میداد جوری که همه میفهمیدن همه اجزای این موزیک حذف شده. و یا اینکه موزیک بی بو و خاصیتی میشد که مشابه اش همین الان تو هر فروشگاه و مغازه موزیکی اطرافمون هست.
موسیقی 360 : شما هنوز هم "اوهام" را زیرزمینی می دانید یا خیر؟ آیا هنوز هم موسیقی "زیرزمینی" به معنای واقعی در ایران موجود است؟اگر زیرزمینی بودن به معنای کلیشه ایش منظورتون باشه نه چون اوهام آلبوم هاش رو بیرون از ایران و جدیدا داخل ایران به فروش میرسونه و کنسرت هم اجرا میکنه و داستانش فراتر از یه گروه زیرزمینیه. ولی اگر بخواهیم زیر زمینی را به این شکل معرفی کنیم که گروهی در کشورش اجازه کار نداره و موزیکش دست به دست و نه قانونی بین جوون ها رد و بدل میشه آره اوهام هنوز هم زیرزمینیه. ما هیچ وقت دنبال اون راه های کلیشه ای و پر از تحقیر موفق شدن در موزیک ایران نبودیم و خیلی از موزیک و کارمون بر اساس مود و حس خودمونه. به مرور زمان یه تیم کوچیک تشکیل دادیم و خیلی از کارهای فنی و هنری کار هارو خودمون انجام میدیم و این اواخر حتی انتشار و پخش وزیکمون رو هم از طریق شرکت خودمون "اوهام مدیا پروداکشنز" دنبال کردیم. این موضوع موزیک زیر زمینی خودش بحث طولانی داره چون چیزی که امروز ازش مونده هیچ ربطی به اصل ماجرا نداره و چیزی که زمانی باعث سرشکستگی و تحقیر خیلی موزیسین های خوب میشد امروز به وسیله بازاریابی و
بچه معروف بازی و کلا یه نوع مد تبدیل شده.
موسیقی 360 : هر گروهی که کار خودش را با هر سبکی و بدون مجوز در اینترنت پخش کرد را می توان زیرزمینی محسوب کرد؟
معلومه که نه! اگر اون گروه امکان کار به صورت رسمی در ایران داشته باشه (به هر صورتی) و بتونه از وسایل ارتباط جمعی برای تبلیغ و ارایه کارش استفاده کنه چرا باید به زور خودش رو زیرزمینی اعلام کنه؟ گاهی یه موزیسین موزیک شخصی خودش رو تولید میکنه و به هر دلیلی نمیتونه یا نمیخواد کارش رو رسمی و در بازار موزیک ایران عرضه کنه (و حتی شاید فکر کنه هنوز به اون درجه از مهارت نرسیده در کارش که آلبوم رسمی تولید کنه). اینترنت بهترین جا برای این جور موزیسین هاست تا بتونن آروم آروم کارشون و خودشون رو محک بزنن تا روزی که کار نهایی رو تولید کنند. همچنین اینترنت به اونها کمک میکنه که طرفدارهای خودشون رو به دست بیارن بدون اینکه درگیر خیلی مشکلات بشن. ولی این خیلی خیلی فرق داره با آدمی که حتی موزیسین نیست و فقط به هیکل و قیافه یا ثروتش مینازه و میخواد به هر نحو ممکن فقط دیده و معروف بشه. از قضا این موزیک زیرزمینی و کانال های خالتور ماهواره بهترین موقیعت رو به این افراد میدن تا بدون داشتن هیچ هنر و دانشی به صرف زیرزمینی بودن دیده و تحمل بشن. در هر دوی این حالتها هیچ کدام این دو دسته زیرزمینی محسوب نمیشن چون دسته اول اصلا ادعا و هدف زیرزمینی ندارن و دسته دوم هم اصلا موزیسین یا گروه موسیقی نیستن که بخوان
چیز خاصی نامیده بشن. در بهترین حالت میشه بهشون گفت هنرپیشه ها و مدل های لباس زیرزمینی.موسیقی 360 : چه تفاوتی بین موسیقی زیرزمینی 10-11 سال پیش با موسیقی زیرزمینی زمان حال وجود دارد؟
ببینید من گروه موزیکی رو میشناختم که آلبومش همون بار اول مجوز گرفت ولی خودشون بردن تغییرات شدید در کل کار دادن و دوباره درخواست دادن که با کمال تعجب همه ما بازم مجوز گرفت. این آدمها میخواستن ارشاد یه تیکه کاغذ بهشون بده که بزارن تو سایتشون که ببینید به ما مجوز نمیدن پس ما زیرمینی هستیم و... یه زمانی بود که هر کسی که موزیک برای دلش کار میکرد و نهایتا به چند نفر هم میداد گوش کنند رو اسمشو میزاشتن زیرزمینی چون معلوم بود که اون نوع موزیک امکان دریافت مجوز نخواهد داشت. همه هم یه نگاه تحقیر آمیزی به این داستان داشتن و آدمهای این طوری رو بی استعداد و علاف میدونستن چون با ذهنیت بسته شون فکر میکردن اگه این بابا کارش خوب بود تو تلویزیون و رادیو صداش میومد! از طرف دیگه تهیه کننده ها و برنامه گذار ها هم دید وحشتناکی به این بچه ها داشتن و حاضر نبودن هیچ کدوم اونها رو اصلا موزیسین بدونن.
اگر هم حاضر میشدن باهاشون کارکنن به عنوان نوازنده ازشون استفاده میکردن و دستمزد فوق العاده کم و گاهی هیچ چی به اونها نمیدادن. امروز و بعد از ده سال موزیک زیرزمینی و این نوع زندگی تبدیل به یه مد و روش بازاریابی شده. حتی خواننده های دولتی و محبوب مجوز دار اول آلبومشون رو تو اینترنت پخش میکنن و میگن مجوز نگرفته! چون میدونن مردم به هر چیزی که از سوی ارشاد رد شده علاقه شدید دارن و کنجکاو میشن. و بعد آلبوم رو در بازار منتشر میکنن. از اون ور خیلی آدمهای بی استعداد که فقط به رنگ چشمشون یا صورت و هیکلشون مینازن و چیزی از موزیک نمیدونن میان به قصد سو استفاده از این زمینه فراهم شده قلابی به زور کامپیوتر و استودیو و نرم افزار آلبوم ضبط میکنند و خودشون و پول و پلشون را توی ویدیو های آنچنانی به رخ بقیه میکشن تا معروف بشن و... این فشار 30 ساله شدید بروی مردم و نادیده گرفتن و پایمال کردن
حق دیده شدن و تنوع در افکار و ظاهر انسانها باعث شده جوون ها با یه حالت غیر عادی به دنبال متمایز کردن خودشون از بقیه باشن. به هر روش ممکن..
روی دیگه این سکه هم اینه که هر موزیک داغون و افتضاحی به اسم موزیک زیرزمینی به خورد مردم داده میشه و همین میشه که دید عمومی مردم به اون در این چند سال به شدت افت کرده و موزیکی رو زیرزمینی میدونن که بد صدا و زشت و آماتوری باشه. ده سال پیش موزیک زیرزمینی به معنای موزیک واقعی و پر از احساس و هیجان واقعی بود و بچه هایی که کار میکردن واقعا از جون و دل مایه میگذاشتن و در یک دوره ای واقعا موزیک های عالی تولید کردن. نمونه هاشون باراد / میرا / زیبازی و خیلی های دیگه. امروز و در این جریان زیرزمینی اصل داستان یعنی موزیک اصلا به کل فراموش شده...
موسیقی 360 : چرا "حافظ" به عنوان شاعر اصلی قطعات اوهام برگزیده شد؟
داستان این قضیه انتخاب حافظ و کارهاش خیلی طولانیه و بار ها توضیح دادم جاهای مختلف. ولی اگه بخوام خلاصه بگم به طور کل دو تا دلیل هنری و بعد جتماعی/سیاسی(!) داشت. اول از دلیل اجتماعی سیاسی اش بگم: ده یازده سال پیش و در اون جو هنوز بسته و خطرناک من بیست و پنج سالم بود و کله ام خیلی بوی قرمه سبزی میداد (!) و دنبال حرف زدن از خیلی چیزها تو موزیکم بودم. میدونستم که شعر نوی ایران و همچنین شعر های پاپ اصلا به درد من نمیخورن چون من دنبال حرف های دیگه ای بودم. این رو مطمین بودم که اگه حرف هامو بنویسم و روی موزیک اوهام بخونم برام مشکل ساز خواهند شد چون من خیلی انتقاد های شدید و عمیق به خیلی چیزای جامعه ایران داشتم (و هنوز هم دارم). بعد از مدتی فکر کردن و تحقیق متوجه شدم که حافظ حرف هایی که من میخوام بزنم رو قبلا گفته و چه قدر برام جالب بود که هشتصد سال قبل هم جامعه اون روز ایران با همین مشکلات
امروزی به شدت درگیر بوده. به جز بخش عاشقانه و عارفانه کارهاش اشعار خیلی زیادی داره که در اونها خیلی گزنده و رک از دو رویی ها و سو استفاده از قدرت حرف میزنه (واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند). این انتقادا هاش هم فقط منحصر به افراد طبقه حاکمه نمیشه و به مردم معمولی هم خیلی نیش و کنایه ها میزینه چون دلیل اصلی مشکل رو ساده لوحی و ظاهر بینی بیش از حد اونها میدونه. همه اینها حرف من هم بود و خب اگر این اشعار رو استفاده میکردم و مشکل ساز میشد باید یقه حافظ رو میگرفتن که خوشبختانه جاش امن و خوبه! از طرف دیگه حافظ یه جورایی یه اسطوره و بت ادبیات ایران محسوب میشه و احتمال دادم که روشون نشه دیگه به شعر حافظ هم گیر بدن که در عمل این اتفاق هم افتاد و خیلی از شعر های کار هارو ارشاد رد کرد چون همه شعر های استفاده شده یه جورایی بو دار و دو
پهلو بودن! در کل میخوام بگم به این فکر کنین که چرا حافظ چند صد سال پیش حرف هاشو در لفافه و به صورت شعر گفت؟ نمیتونست مستقیما و بصورت خطابه و مانیفست حرف هاشون بزنه؟ نه نمیتونست چون ممکن بود جونش رو از دست بده. پس غیر مستقیم و در پوشش اشعارش حرف هاشو زد. اوهام هم به همون دلیل و به همون شکل حرف هاشو از زبون حافظ گفت. چرا؟ اینرو باید از کسانی بپرسید که هشتصد سال بعد و در قرن بیست و یکم هنوز تحمل شنیدن کوچیکترین انتقادی از بچه های خودشون رو ندارن و محیطی به وجود میارن که شهرام شعرباف از زبون یه آدم چند قرن پیش حرف دلش رو برنه و همزمان زنده هم بمونه.
دلیل هنری و موزیکی داستان هم این بود که من همیشه دنبال ایجاد فضا های پر از کنتراست و تضاد در موزیکم بودم حتی قبل از راه افتادن اوهام. به نظر من درهمه هنر ها هم همین کنتراست هان که فضاهای جالب تولید میکنن: در کنار رنگ سیاهه که سفیدی به شدت خودش رو نشون میده. به نظرم ترکیب این اشعار که از چندین قرن قبل میان با تکنولوژی و موزیک قرن بیستم جالب میشد و میشد کارهای جالبی روشون انجام داد. همزمان استفاده از سازها و گام ها و گوشه های موزیک ایرانی در کنار درامز و گیتار و این همه امکانات دیجیتالی استودیو این کنتراست رو بیشتر هم میکرد و جالبه که همون قدر که این فضا پر از کنتراست و تضاد همزمان همه چیزها هم با هم خیلی راحت و طبیعی مخلوط و یکی میشن. نمونه این جور کنتراست ها رو در موزیک اوهام زیاد میشنوین (گفتم غم تو دارم/بشنو از نی/درویش/مست/...).
موسیقی 360 : بسیاری از مردم فکر می کنند که شما اولین راک باند ایرانی بودید که از اشعار حافظ در کارهایتان استفاده کردید ، با این حال "پژواک" (آرش میتوئی) قبل از شما این کار را کرده بود. آیا شما از کار این گروه الهام گرفتید؟
اول باید اینرو بدونین که آرش میتویی در گروه پژواک نبود. در واقع آرش خودش گروه و موزیک خودش رو داشت که عالی هم بود و واقعا اون روزها کسی به گرد راهش هم نمیرسید. یه گیتاریست و آهنگساز درجه یک و باید بگم پدربزرگ این موزیک زیرزمینی محسوب میشه. پژواک خیلی بعد تر بوجود اومد (اولین آلبوم آرش میتویی سال 1370 ضبط شده).
بعد هم اینکه آلبومی که ازش صحبت میکنید کار مشترک آرش میتویی و من بود! اون سالها من به عنوان کیبوردیست با آرش کار میکردم و کلی موزیک کاور ضبط کردیم و چند تا کنسرت خصوصی هم این ور اون ور دادیم. برای اون آلبوم که اسمش هم حافظ هستش و دوستم زرتشت سلطانی هم کاورش رو طراحی کرد (کاور آلبوم برای کاست! چون هنوز تکنولوژی ضبط سی دی به ابران نیومده بود) من به عنوان کو –پرودیوسر | صدابردار | کیبوردیست و بک وکال با آرش کار کردم و فکر کنم یه آهنگ هم برای اون آلبوم ساختم. ایده اصلی استفاده از حافظ مال آرش بود و برای خود من هم تازگی داشت. ولی خود آرش هم اون آلبوم رو شکست خورده اعلام کرد چون کاری که تو ذهنش بود عملی نشد. اگر اون آلبوم رو گوش بدین متوجه خواهید شد که اون کار و کار اوهام هیچ ربطی به هم ندارن. آرش کلا یه جور دیگه و مدل سنتی حافظ رو خونده و موزیک هم بیشتر تو مود های راک دهه هفتاد بودش.
جالبه اینرو هم بدونین که برای ضبط دموی اولین آهنگ اوهام "درویش" از خود آرش دعوت کردیم و اون سولوی آهنگ رو اجرا کرد و قرار هم بود بعدا در آلبوم با ما باشه ولی بعدا که برای ضبط اصلی ازش دعوت کردم گفت که مدتیه که از مود موزیک بیرون اومده و وقت و حوصله یه آلبوم کامل رو نداره که ما هم درک کردیم و پا پیچش نشدیم دیگه. در ضبط اصلی هم شاهرخ سولوی آرش در درویش رو عینا اجرا کرد چون همه ما عقیده داشتیم بهترین ایده رو آرش داده.

موسیقی 360 : مفاهیم اشعار حافظ چقدر در "موسیقی" شما ریشه دوانده و چه ارتباطی با موسیقی زیرزمینی دارند؟
این معلومه که اشعار حافظ ارتباط مستقیمی با موزیک زیرزمینی ندارن ولی در زمان خاص و در شرایط خاص و محیطی که اجازه نمیده کسی حرفشو راحت بزنه این اشعار تبدیل به یه مدیا و زبان جدید شده و از طریق اونها خیلی گفتنی ها گفته میشن. چیزی که همیشه برای خود من سوال بوده که چرا کسانی که در مورد این جریان موزیک تحقیق میکنند و مطلب مینویسند هر کدوم فقط یکی از اجزای اوهام رو میبینن و اون رو در کلیت خودش درک نمیکنن. از شعرهای انتخاب شده و موزیک ساخته شده و نوع صدابرداری و صدادهی موزیک اوهام گرفته تا گرافیک و اجزای بصری و وب سایت و همه و همه با هم هستند که اوهام رو تشکیل میدن و یه معنی خاص تولید میکنند. این ها مثل اجزای یه ساختمون میمونند که کل اون بنا رو تشکیل داده و نمیشه آجرهاش یا سیم برق تو دیوارش یا شیشه هاشو دونه دونه نگاه کرد و گفت این آجر چه ربطی به این ساختمون داره یا چرا سیم برقش رنگش این جوریه. اگر این ساختمون خوب به نظر میاد و کیفیت اجزای تشکیل دهنده اش خوبه یعنی همه چی با هم در هارمونی و نظم هستند. و همین کافیه. کل اجزای سمعی و بصری اوهام با هم سعی در ایجاد
یه نوع مود و طرز فکر هستن و این همون تصویر ذهنی هستش مردم اوهام رو با اون به یاد میارن.موسیقی 360 : چند تن از منتقدین شعر و ترانه ، اظهار داشته اند که شما برخی قسمت های اشعار "حافظ" را اشتباه خوانده اید ، شما چه جوابی به این منتقدان می دهید؟ آیا این گفتار صحیح است؟
آره بیشتر این انتقادات درسته و بهشون حق میدم چون برای خیلی ها اشعار حافظ مثل قران هستند و نمیشه اصلا باهاشون شوخی کرد! چیزی که این آقایون ازش صحبت میکنند به دو دسته تقسیم میشه: اشتباهات لپی(!) یعنی اینکه من تلفظ درست یه کلمه یا اصطلاح رو نمیدونستم. دسته دوم که به نظر من اشتباه محسوب نمیشن جاهایی هستن که به خاطر موزیک و برای اینکه شعر با ریتم اون درست هماهنگ بشه کلمات جور دیگه ای ادا شدن (و خیلی کم بوده که یه کلمه اصلا حذف شده که اون بیت با موزیک هماهنگ بشه مثل کلمه "غرامت" در ترجیع بندهای آهنگ "درویش"). موزیک اوهام به شدت ریتمیک هستش و وکال اون هم با موزیک های پاپ یا سنتی ایرانی فرق داره که گاهی یه کلمه یا حرف رو چند میزان کش میدن و اصولا خیلی ریتمیک نمیخونن. همین موضوع کار خوندن اشعار حافظ رو سخت تر و در نتیجه لذت بخش تر میکنه.
کلا در مورد هیچ کدوم این دو نوع سوتی ها(!) توضیح خاصی ندارم بدم. بارها گفتم که موزیک اوهام موزیک خیلی شخصی بوده که دست بر قضا مورد توجه و قبال یه نسل از جوون ها افتاده و من برنامه ریزی خاصی برای هیچ کدوم این اتفاقات نداشتم و در لحظه و بر اساس مود و احساس درونی خودم تصمیم گرفتم و پیش رفتم. برای همین هم شکل دیگه ای از اوهام و کارش رو نمیتونم تصور کنم و کلا هم اهل جواب پس دادن و این حرفا نیستم. نظر همه برای خودشون محترمه و میتونه درست هم باشه ولی متاسفانه من به حرف و نظر کسی در مورد کارم و حتی خودم زیاد اهمیت نمیدم. من فقط موزیکی میسازم و میخونم که تولیدش برام لذت بخشه و روحم رو ارضا میکنه. همین. ولی یه چیزی میتونم بگم: تمام دوره مدرسه به ضرب دعوا و جریمه و حتی دست بلند کردن زور زدن که ما ها چند بیت شعر حافظ رو از حفظ بخونیم و فکر کنم هیچ کی آخرش هم حفظ نشد! میدونی که تا به حال چند صد ای میل دریافت کردیم از جوون های داخل و حتی خارج از ایران که گفتن با موزیک اوهام چه جوری با حافظ آشتی کردن و چندین شعر اون رو کامل از حفظ هستن؟ صحبت از جوون ها و نوجوون های شونزده ساله و بیست ساله میکنیم ها...
موسیقی 360 : چقدر وقت صرف حافظ شناسی کردید و برای تمرکز و انتخاب اشعار وقت گذاشتید؟ معیارتان برای انتخاب اشعار چه بود؟ /strong>تحقیق و تفحص اون مدلی که برای این جور مواقع و مصاحبه ها به درد تو بوق و کرنا کردن بخوره میتونم بگم خیلی خیلی کم. مثل همه کارهای دیگه ام من خیلی حسی و شخصی به حافظ و کارهاش نزدیک شدم. قدیم ها خیلی کم میشد که جایی دیوان حافظ ببینم و بردارم و بخونم. از فال گرفتن و این کارها هم خوشم نمیاد اصلا. ولی در همون دوره ای که اوهام رو راه انداختیم و به دلیل اوضاع روحی و شخصی خودم بدون اینکه متوجه بشم آروم آروم به حافظ و اشعارش نزدیک شدم. خیلی روزها گیتار میزدم و لا به لای کارهاش دنبال شعری میگشتم که حرف و احساس اون لحظه من رو بزنه. گاهی متوجه میشدم که چند ساعته گیتار رو کنار گذاشتم و دارم فقط شعر میخونم. به مرور یه ارتباط و حس خیلی خوب با کارهاش برقرار کردم و میتونم بگم حافظ شروع به تاثیر در زندگی من کرد. زندگی در این زمانه در تهران و همچون اجتماعی و همزمان حفظ جوهر درونی و انسانیت و استعداد کار خیلی سختیه چون اگه از مردم و اجتماع ببرین تا هنرتون رو پاک نگه دارید از گرسنگی خواهید مرد و اگه هم در اجتماع غرق بشین تا رفاه به دست بیارین هنرتون رو دیر یا زود لگد مال خواهند کرد. حافظ یه راه خیلی جالب این وسط به من نشون داد...موسیقی 360 : آقای شعرباف به عنوان یک شوخی و سوال انحرافی "رند" از دید شما به چه معناست؟
جالبه که این سوال رو پرسیدی و من هم بعد از جواب دادن به سوال قبلیت دیدم این رو پرسیدی! قبل تر گفتم که برام جالب بود که چه جوری هشتصد سال قبل اجتماع ما دقیقا همین مشکلات امروز رو داشته. نمیدونم بگم خوش به حالمون اون موقع چه قدر از بقیه جلو بودیم یا بگم بد به حالمون که امروزمون مثل چند صد سال پیشمونه! ولی جوری که حافظ به همه چیز نگاه میکنه و روشی که در بیان اون به کار میبره باعث میشه همه حرفاش به شدت نسبی و توصیف هر زمونه ای باشه و همین هم هست که باعث شده اشعارش از مرزهای زمان گذر کنن و تا ابد در هر زمان و محلی وصف حال مردم باشن. یه دلیل دیگه اش هم میتونه این باشه که خیلی از چیز ها و اتفاقات و انواعی از آدم ها در مملکت ما مرتبا تکرار میشن و برای همین خیلی حرف های حساب همیشه مشتری خودشون رو دارن.
در مورد "رند" هم فکر میکنم همین جوریه و معنای اون به نسبت زمان تغییر میکنه و خودش تغییر شکل میده ولی معنای درونی و واقعیش همیشه همون که بوده: یعنی اینکه در جمع آدم هایی زندگی کنی که اصلا قبولشون نداری و حتی ازشون بدت میاد ولی به هر دلیلی و برای حفظ جان یا به دست آوردن هدف بزرگتر و مثبت تری مجبور میشی که یه ماسک به صورت بزنی و خودتو همرنگ جماعت و تابع قدرت حاکم بر تو نشون بدی ولی همزمان درونت رو درست و انسان نگه داری و به هدف اصلیت هم برسی. امروز این کلمه معنای نسبتا منفی در فرهنگ ایرانی داره ولی حقیقت اینه که همه انسانهای بزرگ و پیشرو تاریخ ایران برای حفظ زندگیشون در این پوشش تلاش کردن..
strong>موسیقی 360 : یک مبحثی که از ابتدا هم در بین گروه های راک وجود داشته این بوده که "ترانه ها و اشعار فارسی" مناسب موسیقی راک نیست. شما سالها اشعار حافظ را با موسیقی راک اجرا کردید چه نظری دارید؟
به نظر من اشعار و زبان فارسی مثل همه زبان های دیگه دنیا به شدت پتانسیل وصل به موزیک راک رو داره فقط باید کشف بشه و اون کلیشه های فعلی موزیک راک غربی در این مورد جواب نمیدن. اتفاقا من فکر میکنم زبان فارسی جزو خوش آهنگ ترین و بالانس ترین زبان های دنیاست (به لحاظ شدت تلفظ کلمات و انواع اونها و کلا آوای زبان فارسی). اگر به موزیک های راک به زبان های ژاپنی یا کره ای یا هندی گوش بدین متوجه خواهید شد که چقدر فارسی با موزیک راک هماهنگ تره و بهتر از اون ها صدا میده. ادبیات فارسی به شدت تصویری و تخیل گرا هستند و این دقیقا همون نوع شعریه که موزیک راک و کلا موزیک احتیاج داره چون این دو نوع هنر انتزاعی وقتی با هم مخلوط میشن نتیجه شون عالی میشه و یه تصویر ذهنی خیلی قوی تولید میکنند.
در مورد تجربه خودم باید بگم که بعید میدونم شعر هایی که امروز وجود دارن از لحاظ پیچیدگی یا استفاده از کلمات عجیب و تحمیل وزن و ریتم درونی خودشون به پای حافظ برسن. اشعار حافظ یه ریتم درونی قوی و محکم دارن که خواننده رو همیشه مجبور میکنن اونها رو به همون سبک بخونه (همون مدلی که همه ما از حافظ خوانی یادمون مونده) و در ابتدا خیلی با ریتم چهار چهارم موزریک غربی کنار نمیان ولی با کار بیشتر این هم امکان پذیر شد. اگر با شعر حافظ میشه موزیک راک ساخت و خوند و جوون های ام تی وی باز هم دوستش داشته باشن و حتی خارجی های آلمانی یا انگلیسی زبان هم باهاش حال کنن پس حتما میشه با انواع دیگه شعر فارسی همین کار رو کرد.
موسیقی 360 : اگر خیلی عمیق تر به این مسئله نگاه کنیم می بینم که اوهام راک رو ایرانیزه کرد. خودت چه اسمی برایش می گذاری :"راک فارسی" یا "راک ایرانی" و... ، به نظرت اصلا چنین سبکی وجود داره؟ یا اینکه کار شما یک کار صرفا تلفیقی بود؟ با توجه به اینکه اغلب مردم اوهام را بنیان گذار این سبک می دانند...
این همون نگاهیه که ازش صحبت کردم و ترجیح میدم بیشتر راجع به اون صحبت کنیم. اول بگم که حقیقت اینه کنه من واقعا برام مهم نیست کی اولین بود کی آخرین بود چون داریم راجع به موزیک حرف میزنیم و نه فوتبال گل کوچیک یا فلان مدل مو! بالاخره باید یه نفر این کار رو انجام میداد و میتونست هر کس دیگه ای باشه. اینا رو برای این میگم که سو تفاهمی پیش نیاد که من به عنوان کسی که خودش این موزیک رو بوجود آورده دارم از گروه خودم تعریف میکنم. چیزی که من ازش لذت میبرم دیدن این همه موزیسین و گروه خوب ایرانی هستش که خودآگاه یا ناخودآکاه راهی رو ادامه میدن که اوهام ده سال پیش به سختی طی کرد. من دوست دارم فراتر از نوع شعر یا سبک موزیک یا رنگ وب سایت به این نگاه کنم که اوهام تونست به بقیه نشون بده که چه جوری میشه با همه این محدودیت های پیچیده و با همین امکانات ساده از مرزهای ایران بیرون رفت و جهانی فکر کرد. ما با کامپیوتر درب و داغون و کارت صدای ساوند بلستر موزیک ضبط کردیم و با اینترنت دایال آپی که مرتب دیسکانکت میشد یه آلبوم کامل رو آپلود میکردیم روی اوهام دات کام. من فکر میکنم اوهام کلا موزیک مدرن و سیستم جدید تولید و پخش اون رو به میون موزیسین های جوون ایران آورد. مسلما خیلی آدمهای دیگه هم قبل از ما و همزمان با ما مشغول این کار بودن ولی اوهام تونست همه پتانسیل های موجود رو به عمل تبدیل کنه و خوش شانس هم بود که در زمان خوبی شنیده شد. سبکی که ازش صحبت میکنی بیشتر در شکل نگاه به این موزیک و تولید و ارایه اون برمیگرده که از طرف بقیه همه در این سالها دنبال شده.
چیزی که همیشه تو ذهن من و شاهرخ بود فراتر از کارای کلیشه ای تلفیقی در ایران بود. به نظر ما به صرف یه سولوی گیتار یه آهنگ راک حساب نمیشد و هر آهنگ راکی هم با داشتن صدای سه تار و دف ایرانی و تلفیقی حساب نمیشد. ما دنبال یه کاراکتر و هویت مستقل برای موزیکمون بودیم جوری که هر کسی که اون رو میشنوه بفهمه این موزیک از ایران میاد. اگر بخوام اسمی برای این نوع از موزیک بزارم میگم راک ایرانی.
موسیقی 360 : چندی پیش بابک ریاحی پور از اعضای سابق اوهام در مصاحبه با موسیقی 360 در ارتباط با گروه اوهام چنین گفت "اوهام کاملا متلاشی شده و شهرام شعرباف به تنهایی کارهایی را به اسم اوهام منتشر می کند" ، شما در این زمینه چه نظری دارید؟ آیا اوهام از حالت گروه خارج شده است؟برام جالبه کسی این صحبت هارو میکنه که واقعا و انصافا کمترین نقش و تاثیر رو در موزیک اوهام داشته. داستان حضور و نقش بابک در اوهام در همه این سالها با کلی شایعه و مرام بازی(!) قاتی شده و هیچ وقت من خودم کامل در موردش صحبت نکردم و الان هم دیگه سالها گذشته و گذر زمان نشون داده که چه راههایی درست بودن و چه تصمیماتی اشتباه. اون روزهایی هم که بابک تازه از اوهام جدا شده بود اون قدر فضای سو تفاهم در اطراف ما زیاد بود که هرچیزی میگفتم همه فکر میکردن از سر ناراحتی یا لج بازی و خلاصه این بچه بازی های متداول باشه و من هم ترجیح دادم سکوت کنم و به کارم ادامه بدم. ولی حقیقت اینه که نقش بابک در اوهام بعد از نوازندگی باس (که اون رو هم وقت واسش زیاد نداشت به خاطر پروژه های زیاد موزیک تجاری) بیشتر به کارای مدیریت و ارتباط با تهیه کننده ها و کنسرت گذار ها محدود می شد. موقع ضبط نهال حیرت و ساختن آهنگ ها بابک اصلا
نبود و در سفر بود و آخر سر باس همه آهنگ ها رو مدل رج زنی و طی چند روز فشرده زد و دوباره رفت. یادم میاد که سر ضبط آهنگهای آخر آلبوم حتی وقت نداشت بیشتر بمونه. یه بار آهنگ رو گوش میکرد بعد شروع میکردیم تیکه تیکه کورد هارو ازم میپرسید و ضبط میکردیم. نمیدونم.. شاید به نظر یه عده مثل شاگردهای خودش این نوع کار خیلی حرفه ای به نظر بیاد ولی از نظر من این نوع نوازندگی و ضبط اصلا حرفه ای نیست. بابک هیچ وقت حتی موقع ساختن هیچ آهنگی در خونه هم با ما نبود و همیشه نفر آخری بود که میومد و فقط ساز میزد. در نوازندگی و توانایی های بابک شکی نیست و واقعا موزیسین خوبیه ولی مسیری رو که در کارش انتخاب کرد خیلی با مسیر اوهام فرق داشت و نمیشد این دو نوع طرز
فکر رو با هم هماهنگ کرد.
"اوهام" اسم موزیکیه که من و شاهرخ تا به امروز تولید کردیم و حاصل موزیک زدن های طولانی من و اونه. آهنگساز همه آهنگهای اوهام که تا به امروز من بودم. صدای گیتار شاهرخ هم که در همه آهنگ های چند سال اخیر اوهام شنیده شده (از جمله آلبوم "آلوده"). پس چیزی متلاشی نشده و ما کار عادی خودمون رو انجام میدیم! اگر خروج بابک از اوهام (که تازه خواست خودش بود و اعتقاد داشت حضوزش در اوهام هم به لحاظ مادی و هم معنوی و همچنین "اعتبار" کاری بهش ضرر میزنه) به معنای متلاشی شدن اوهام بود از سال 2003 تا به امروز چیزی از اوهام نشنیده بودین. این جوری که من آهنگ میسازم /پرودیوس میکنم و این نوعی که میخونم و اون جوری که شاهرخ گیتار میزنه به نام اوهام معروف شده. پس حالا حالاها اوهام ادامه داره!
موسیقی 360 : دقیقا دلیل جدایی بابک چه بود و آیا ممکن هست که یک روزی دوباره با هم کار کنید؟
همون جور که گفتم بابک اعتقاد داشت اوهام به جایی نخواهد رسید. اون روز ها بابک شروع کرده بود به نوازندگی در استودیو و کنسرت برای خیلی خواننده های جدید و قدیمی و سرش شلوغ شده بود. برای همین رسما میگفت که اوهام درآمدی نداره و اون هم نمیتونه اون همه کارهای نقد رو ول کنه و فقط با اوهام باشه. کم کم کار به جایی رسید که بابک حتی برای تمرین کنسرت یا ضبط هم برای اوهام وقت نمیگذاشت و با بقیه مشغول کار بود. میتونم واقعا بگم همیشه یه پاش توی اوهام بود یه پای دیگه اش بیرون با هر خواننده و گروهی که فقط پول خوب بده. ولی خوب معنای گروه یه چیزه دیگه هستش. اعضای یه گروه موزیک راک واقعی در سختی ها با هم هستن و در پول و خوشی هم با هم. نمیشه موقع سختی یه نفر پاشو بزاره بیرون چون اوضاع بهتره و وقتی فضا و آدمها نظرشون به گروه جلب میشه بپره تو! همون موقع شاهرخ گیتاریست عالی بود و میتونست برای خیلی
ها گیتار بزنه و پول خوبی بگیره ولی این کار رو نکرد. خود من میتونستم برای خیلی ها آهنگسازی و پروداکشن کنم و حتی کیبوردیست خیلی گروه ها باشم ولی هدف ما ایجاد و حفظ یه شخصیت و تصویر خاص از اوهام بود و همه سختیش رو هم به جون خریدیم.
قبل از اینکه من و شاهرخ بریم کانادا بابک اعلام کرد از اوهام جدا شده چون میخواد به همکاریش با همه اون خواننده ها و گروه ها ادامه جدی بده و بعد هم اینکه میخواد خودش به تنهایی آلبوم سولو بده (که آلبوم سولوش رو هم خود من پرودیوس و میکس کردم). این رو هم گفت که بودنش با اوهام ممکنه واسش تو ارشاد مشکل ایجاد کنه و کارهاشو با خواننده ها از دست بده چون ارشاد خیلی از دست ما شاکی بود. ما هم حرفی نداشتیم که بابک جدا بشه چون میدیدیم که تاثیری در اوهام نداره.
موسیقی 360 : یک مدتی هم در پروژه های مانی صفی خانی و گروه حک حضور داشتی. در مورد این گروه و فعالیت هایش توضیح بدهید و اینکه دقیقا شما در این پروژه چه کاری انجام می دادید و چرا سبک و حتی صدای مانی این قدر به شما شبیه است؟
من و شاهرخ ، مانی رو از قدیم میشناختیم. یه خورده گیتار بلد بود و آهنگ های کاور میزد و میخوند و به نظر من با استعداد بود. اون روزها من و شاهرخ تشنه موزیک ساختن و کار کردن با موزیسین های دیگه بودیم و هر آدم با استعدادی میدیدیم سعی میکردیم باهاش کار کنیم. من یه استودیوی مجهز هم تو خونه داشتم و برای همین میتونستیم بچه هارو بیاریم و باهاشون موزیک ضبط کنیم. به نظر من مانی پتانسیل اینرو داشت که موزیک اریجینال خودشو بزنه و میدونستم که طرفدارهای خودش رو پیدا خواهد کرد. برای همین باهاش کار کردم و طی سالهای قبل از شروع اوهام چند تا آلبوم براش پرودیوس و صدابرداری کردم که همشون شعرهای انگلیسی داشتن و اتفاقا طرفدار هم پیدا کردن (اون موقع به اسم خودش کار میکرد و هنوز به اسم حک شناخته نشده بود). برای هر آلبوم علاوه بر پروداکشن و ضبط در ساختن آهنگ ها هم بهش کمک میکردم و بعضی وقتا یکی دوتا آهنگ هم میساختم و میخوندم. کار من در موزیک مانی به طور کلی پروداکشن و صدابرداری و جهت دادن به موزیکش بود. اوایل موزیک ها رو مانی میساخت و من فقط کاملش میکردم ولی به مرور زمان اتفاق عجیبی افتاد: با شروع اوهام و موفقیت اون مانی کم کم از راه و مسیر خودش دور شد و فکر کرد که اگه همه کارهایی که اوهام انجام میده رو تقلید و کپی کنه اون هم یک شبه موفق و "معروف" خواهد شد. کار به جایی رسید که حجم زیادی از کارهای آلبوم هاش رو میسپرد به من چون دوست داشت مثل اوهام صدا بدن. سر آلبوم "من" که اولین کارش بود که درست و حسابی شنیده شد و مردم شناختنش کار به جایی رسید که چند تا فایل صدای ریتم گیتار و سولو به همراه مترونوم به من میداد که اونرو تبدیل کنمش به یه آهنگ و من از بیخ و بن همه چی رو میساختم و بهش میگفتم دقیقا چه ملودی و چه جوری بخونه. و چون همه اون موزیک رو باید خود من به وجود میاوردم (از نوازندگی گرفته تا صدا سازی و...) ناخودآگاه خیلی چیزاش شبیه اوهام میشد.خود من این کار رو دوست نداشتم چون دیگه داستان پروداکشن و اینا نبود و آخر سر دیگه اثری از موزیک و مود و سبک شخصی خودش باقی نمیموند. از یه جایی کاملا احساس کردم دیگه موزیک براش مهم نیست و بیشتر دنبال چیزای جانبی اونه و احساس میکنه اگه به قول خودش با موزیکش "بترکونه!" و خیلی معروف و موفق بشه همه مشکلات شخصی و روحیش حل خواهند شد. احساس میکردم این آلبوم هاش براش مثل مدال های یه ژنراله که به سینه اش میزنه و میخواد زودتر ترفیع درجه بگیره و مهم نیست چیکار میکنه!
این رو باید اضافه کنم که همه این سالها همش بهش مستقیم یا غیر مستقیم میگفتم که باید خودش یاد بگیره همه این کارهارو انجام بده و باید کار کنه تا به صدا و سبک خودش برسه چون تا روزی که من کنارش هستم موزیکش همیشه کپی کارای خود من صدا خواهد داد و روزی هم که نباشم و خودش بخواد این کار رو انجام بده چون چیزی یاد نگرفته کارش با کار من مقایسه خواهد شد و از چشم مردم خواهد افتاد. این خیلی عجیبه که مانی پنج یا شیش تا آلبوم ضبط کرده و تمام مدت کنار من بود و میدید که چه طور
موزیک رو پرودیوس و ضبط میکنند. طبیعتا باید خیلی چیزها یاد میگرفت ولی امروز که تنها مونده حتی از پس تنظیم صدای گیتارش و ضبط و میکس یه گیتار و وکال ساده هم بر نمیاد. اخیرا هم مدل رضازاده ای دو تا آلبوم فول رو همزمان شروع کرد و کلی وقت و انرژی گذاشت ولی نتیجه جوری بود که بی خیالشون شد و منتشر نشدن. داستان شباهت صداش و نوع خوندنش به اوهام رو هم باید از خودش بپرسی ولی فکر نکنم حدس زدن دلیلش خیلی سخت باشه...
موسیقی 360 : خوب بیشتر منظورم این بود که آیا قرار بود پروژه گروه حک یک اوهام دیگه بشه؟ و اینکه چرا حک خیلی کم دیده د؟
معلومه که نه! من فقط پرودیوسر و صدابردار کارهای حک بودم ولی به دلایلی که گفتم همه فکر میکردن حک ربطی به اوهام داره. کاری به موزیک حک ندارم که خوبه یا ده (چند تا آهنگش رو خود من خیلی دوست دارم) ولی کلا دوست ندارم کار کسی به اسم من نوشته بشه. مهم نیست خوب باشه یا بد. ولی در این مورد به مرور اونقدر داستان تقلید نه تنها موزیک بلکه مسیر اوهام به قدری شدید شد که این شبهه به وجود اومد که من همه کاره حک هستم! من از این تجربیات خیلی زیاد داشتم: در برهه ای از زمان احساس
میکردم دارم بهترین کمک رو به یه دوست با استعداد میکنم و دارم حق دوستی رو به جا میارم ولی نا خودآگاه اونقدر همه چیز رو مثل لقمه جویده شده و نرم توی دهن طرف میذاشتم که آروم آروم اون آدم تنبل میشد و از طرفی از توجه و تشویق اطرافیان اون آدم رو مست میکرد و دیگه فقط میخواست اون توجه رو به دست بیاره و موزیک رو فراموش میکرد. من 15 سال تجربه و دانش و کارم رو میذاشتم وسط و طبیعتا کیفیت کار بالا میرفت و توقع شنونده های اون آدم هم بالا میرفت و روزی که اون آدم خودش تنها میموند که کار کنه کارش هر چه قدر هم خوب بود در حد خودش ولی از طرف شنونده هاش چند پله به عقب محسوب میشد. و این باعث میشد که اون آدم توی یه موقعیت عجیب قرار بگیره: اگه کار میکرد کاراش به نسبت قبلی ها بد صدا میداد و ضایع میشد. اگر کار نمیکرد همه میکفتن پس همه موزیک کار شهرام بوده!
حک به این دلیل خوب دیده نشد که این آدم اعتقاد و اعتماد به نفسی به کارش نداشت چون خودش واقعا به وجود آورنده اونها نبود. به همین دلیل از خیلی موقعیت ها گریزان بود و اصلا سعی نمیکرد خودش و کارش رو پروموت کنه. فکر میکرد گروه موزیک داشتن یعنی اینکه فقط بشینی پشت یه کامپیوتر و گیتارت رو وصل کنی به کارت صدا و فقط بزنی و بزنی و ضبط کنی. اعتقادات عجیبی داشت: با اینکه به دنبال این بود که معروف و موفق بشه ولی جواب هیچ خبرنگار و مصاحبه ای رو نمیداد و حتی تبلیغ گروهش رو
نمیکرد چون اعتقاد داشت "این کار ها بچه معروف بازیه!". بارها موقعیت کنسرت براش پیش اومد و به دلایل الکی در میرفت ازشون. از بی بی سی زنگ میزدن باهاش مصاحبه کنن و طرف رو میپیچوند و حرف های عجیب میزد و توهین میکرد به خبرنگاره و بعد هم با افتخار میگفت دهن یارو رو صاف کردم! از یه جایی هم رابطه اش با من خیلی عجیب شد.. قدیما توجه زیادیش و تعریف و تمجید هاش من رو اذیت میکرد و آخر سر کار به جایی رسید که میگفت شهرام از من تقلید میکنه و به من حسودیش میشه. خیلی تلاش کردم که مستقل باشه و همه چی رو یاد بگیره و روی پای خودش وایسته برای همین روزها که تنها مونده و تمام این مدت به من برچسب های مختلف مثل حسود و بخیل و بچه معروف و آدم منفی میزد. آخرش هم همونی شد که پیش بینی میکردم و در کارش ضایع شد...
موسیقی 360 : از همکاری با "علی خلیل زاده" و پروژه سولو او بگویید؟ آلبوم "نهان" چگونه آلبومی خواهد بود؟آلبومی که برای علی پرودیوس و ضبط کردم یکی از بهترین تجربیات کاریم هستش هم به خاطر نتیجه نهایی که خیلی راضی هستم ازش و هم به خاطر همکاری با خود علی که فوق العاده پسر جنتلمن و حرفه ای هستش. ضبط آلبوم فوق العاده راحت و خوب پیش رفت و به دلیل طرز فکر دمکراتیک علی من تونستم کاملا چیزی رو که در ذهنم برنامه ریزی کرده بودم پیاده کنم. خود آهنگ ها تک تک خوب بودن و شعر ها هم دقیقا همونی بودن که این موزیک احتیاج داشت و تلاش من بر این بود که یه چیز خوب رو خیلی خوب یا عالی کنم (بر خلاف خیلی آلبومها که مجبور بودم یه چیز داغون و بد رو تبدیل به یه کار معمولی کنم!). در مورد همکاریم با علی و این آلبوم یه یادداشت نوشته بودم که تو سایتتون هم منتشر کردین و در مورد جزییات این همکاری صحبت کردم.
اگر علی آلبوم رو خوب تبلیغ و پروموت کنه و حسابی مثل الان دنبالش باشه من شک ندارم یکی از بهترین آلبوم های راک ایران خواهد شد چون این سبک راک و این نوع آلبوم (که بر اساس کانسپت و یا یه داستان پیش میره و آهنگ ها به هم متصل هستن) در ایران قبلا نبوده و میدونم که طرفدارای خودشو خواهد داشت.
موسیقی 360 : برسیم به آلبوم جدید "E-HUM" این آلبوم را می توان خلاصه ای از 10 سال فعالیت اوهام دانست؟ لطفا بیشتر توضیح دهید؟
شاید بشه این جور گفت ولی به طور دقیق نه چون همه آهنگ های موفق اوهام در این آلبوم نیستن و اونهایی رو که میشد ریمیکس کرد انتخاب کردم (به لحاظ تمپو آهنگ و ریتمش که قابل تغییر باشه). داستان اینه که سال 2009 اوهام ده ساله شد و به فکر این بودم که حتما اون سال یه آلبوم منتشر کنیم. خیلی دوست داشتم که یه آلبوم جدید ضبط کنیم ولی به دلایل مشکلات فراوان شخصی و کاری و پراکنده بودن بچه ها امکانش نبود. از طرفی نمیخواستم اوهامی ها رو تا آلبوم بعدی خیلی معطل کنم و بهشون موزیکی
بدم که سرگرم باشن تا آلبوم راک جدید منتشر بشه. همچنین خیلی نگران اوضاع اقتصادی اوهام بودم چون تمام این سالها اوهام یه گروه مستقل بوده و به دلیل مشکلاتی که ارشاد براش ایجاد کرد هیچ وقت درآمد درست حسابی نداشته. حتی آلبوم "آلوده" هم که توسط یه شرکت ایرانی در کانادا منتشر شد پولی برای اوهام نداشت و اون شرکت سر من رو کلاه گذاشت و تا همین امروز اون آلبوم رو فروختن بدون اینکه حق من رو بهم بدن. برای همین فکر کردم که با آماده کردن یه آلبوم ریمیکس هم اوهامی ها رو یه خورده راضی میکنم هم درآمد مختصری برای
اوهام ایجاد میکنم (که مخارجش در این سالها بیشتر و بیشتر شده) و هم اینکه نسل جوون تر ایران رو که فقط موزیک های "دوپس دوپسی" گوش میکنن با موزیکم آشنا کنم.
آماده کردن این آلبوم حدود دو سال طول کشید چون یا در سفر بودم یا درگیر مشکلات زندگی. چند بار هم تغییرات کلی در همه آهنگ ها دادم. بدی کار کردن طولانی و تیکه تیکه اینه که امروز یه موزیکی میسازی و به نظرت خوبه ولی چند ماه بعد که دوباره فایل ها رو باز میکنی به نظرت خوب نیست و دوبازه تغیرش میدی. به مرور زمان نه تنها آدم وسواسی میشه و از نتیجه کار راضی نیست بلکه دیگه نمیتونی تشخیص بدی که این ریتم یا صدا خوبه یا بد. ولی به طور کل از "ایهام" راضی هستم.
موسیقی 360 : چرا از اسم "E-HUM" برای این آلبوم استفاده کردید؟
اگر بدونید فلسفه اسم هایی مثل "ای میل" یا "ای بوک" چیه میتونی راحت حدس بزنی چرا این اسم رو انتخاب کردم! این ریمیکس ها ورژن الکترونیک آهنگهای اوهام هستن یعنی اوهام الکترونیک که میشه ای-هام. از اینور معنی ایهام به فارسی رو هم همه میدونن چیه و این ریمیکس ها مثل تعریف دوباره یه قصه به زبان دیگه ای هستن. موسیقی 360 : چرا از میان آثارتان ، این 15 قطعه را انتخاب کردید؟ معیارتان برای ریمیکس قطعات چه بود؟
معیارم برای انتخاب آهنگ ها علاوه بر محبوب بودنشون مشخصات موزیکال و تکنیکی اونها هم بود. یعنی اینکه سرعت اجرای اریجینال اون آهنگ جوری باشه که بشه باهاش بازی کرد (مثلا تمپوی ریمیکسش رو نصف یا دو برابر کرد) و اصولا ریتم و بیت آهنگ قابلیت ریمیکس شدن رو داشته باشه. لیست اولیه من بیشتر از اینها بود و همین الان هم چند تا ریمیکس هستن که در آلبوم گذاشته نشدن و به فکر این هستم که به زودی به عنوان هدیه اونها رو در اوهام دات کام و کامیونیتی اوهامی ها در فیس بوک منتشر کنیم.موسیقی 360 : فکر نمی کنی "E-HUM" بیش از حد از به جاده خاکی زده و از حالت راک بودن خارج شده؟
این سوال جالبیه و بعضی جاها رو اینترنت یا از آدم ها هم میشنوم و برام خیلی عجیبه! فکر کنم داستان خیلی واضحه ولی خب دوباره توضیح میدم: ریمیکس در مه
دنیا به معنی اجرای دوباره و الکترونیک آهنگ ها هستش به این معنی که یه سری صدا ها و المان هایی که شخصیت یه آهنگ رو تشکیل میدن از ضبط های اریجینال اون آهنگ بر میدارن و دوباره آهنگ رو با کامپیوتر و درام ماشین و سینتی سایزر تنظیم میکنن و معمولا هم ریمیکس ها در سبک هایی هستن که مردم میتونن باهاشون برقصن و بعضی وقت ها هم برعکس تریپ کنن و برن تو خلسه! پس ریمیکس یعنی موزیک الکترونیک در سبک های روز. پس چطور یه آلبوم ریمیکس میتونه در سبک راک باشه؟! و اصلا وقتی آهنگ اصلی خودش راک بوده اگه ریمیکسش هم راک باشه به چه دردی میخوره؟
فکر کنم این سواله یه خورده رفته بود تو جاده خاکی ها!!
موسیقی 360 : شما یک روش تقریبا جدید برای فروش آلبوم "E-HUM" در ایران ارایه کردید. فروش آلبوم تا این لحظه چطور بوده است؟
سالها بود که فکر میکردم کافیه که اینترنت پرسرعت و سیستم پرداخت الکترونیک به ایران بیاد و اون موقه حتی برای فروش و پخش موزیک اوهام هم دیگه احتیاج به هیچ کسی نیست چون سیستم فروش و پخش موزیک در ایران که خیلی هم قدیمی و مافیایی هستش خودش دست کمی از ارشاد نداره و هزاران داستان و بلا به سر آلبوم ها میاره! آدم هایی بودن که خواستن مستقل آلبومشون رو پخش کنن (در این مثال صحبت یکیشونه که زیراکس داریوش بود) و نمیخواستن به مافیای پخش ایران باج بدن و فکر میکردن چون همه آدمها و فروشنده ها و مغازه هارو میشناسن خودشون شخصا آلبومشون رو پخش میکنن و همه سودشو میذارن جیب خودشون. همه میدونن آخر سر چی شد: لاله زاری ها یکروزه همه کپی های سی دی و کاست آلبوم اون بابارو خریدن و بردن انبار کردن و به هیچ جایی پخش نکردن! در واقع جلوی پخش کار رو گرفتن چون با اینکه همه مغازه ها آلبوم رو میخواستن ولی حتی یه دونه هم ازش در بازار نبود. نتیجه؟ اون دوستمون زمین خورد و یه جورایی ورشکست شد و از صحنه کنار رفت.
با راه انداختن سیستم پرداخت با کارت های بانکی و بعد دانلود آلبوم دیگه هیچ دلال و واسطه ای این وسط نیست و دو طرف این ماجرا تمام و کمال به چیزی که میخوان میرسن. با بهترین کیفیت و در کمترین زمان ممکن. فروش آلبوم به این روش خوب بوده و ادامه هم داره ولی مشکلاتی هم این وسط هست مثل فراگیر نشدن زیاد اینترنت سریع در ایران و غیر مطمین بودن اون با قطع و وصل شدن های زیاد (آلبوم "ایهام" حدود 200 مگابایت حجمشه) و یا مجبور بودن خریدار به پرداخت از طریق ماشین های خودپرداز در
خیابان و غیره. در خیلی شهرستان ها هم اصلا اینترنت سریع راه نیافتاده هنوز. با این حال راضی بودیم از فروش و به نسبت امکانات موجود خوب پیش رفته. مسلما میلیاردر نشدم هنوز ولی فروش آلبوم خیلی از مخارج اوهام رو تونسته کاور کنه.
موسیقی 360 : چندی پیش از ایران خارج شدید و به انگلیس مهاجرت کردید، چه مدت در آنجا خواهید ماند؟ چه وقت باز می گردید؟
فعلا در لندن خواهم بود چون مشغول شروع تور کنسرت های "ایهام" هستیم که اولین برنامه هم کمتر از یک ماه دیگه همینجا در لندن اجرا خواهد شد. شاهرخ هم تا چند روز دیگه میرسه اینجا و تمرین های منظم شروع خواهد شد. همچنین شروع کردم به ساختن آهنگ های آلبوم جدید اوهام که تا پایان امسال (1389) ضبط خواهد شد. در دو سال گذشته در تهران استودیویی رو با دو تا از دوستای خوبم راه انداخته بودیم و درگیر اون بودم ولی کار به جایی رسید که واقعا احساس کردم دیگه فایده نداره و نمیتونم راهم رو در ایران ادامه بدم. من ده سال صبر کردم و همیشه اعتقاد داشتم باید برای کشور خودم و برای مردم خودم کار کنم و هر جور هست به موزیک و فرهنگ کشور عزیزم یه کمکی حتی کوچیک کنم. احساسم این بود که وقتی این همه گروه و موزیسین با استعداد در ایران هستن که احتیاج به پرودیوسر و صدابردار و استودیوی خوب دارن چرا یه جای دیگه دنیا و برای غریبه ها کار کنم. برای همین همیشه بهترین موقعیت ها رو در جاهای مختلف دنیا ول کردم و برگشتم تهران و پشیمون هم اصلا نیستم. طی این سالها به تولید و تولد کلی موزیک خوب کمک کردم و خیلی از این موضوع خوش حالم. ولی چند ماه پیش احساس کردم دیگه بسه چون زندگی شخصی و کاری خودم به شدت به بازسازی احتیاج دارن و همچنین متوجه شدم تا روزی که در ایران هستم دیگه نمیتونم کمکی به کسی کنم چون وقتی افسرده و نا امید و بی پول هستی دیگه چیزی نداری که بتونی به کسی کمکی کنی و موزیکی رو بهتر کنی یا... حتی انگیزه ادامه اوهام رو هم از دست داده بودم.
در کل فکر نمیکنم تا چند سال به ایران برگردم مگر اینکه تغییرات اساسی و بنیادی در کشورم به وجود بیاد جوری که به فرزندانش اجازه بده در آرامش و امنیت هنر و زندگیشون رو خرج کشورشون کنن.. جوری که هنرمندش مجبور نباشه هزاران خف رو به جون بخره تا کارش رو ادامه بده. اون روز من نفر اولی هستم که بلیط هواپیماشو سریع میگیره و برمیگرده...

موسیقی 360 : پس در آنجا قصد برگزاری کنسرت هم دارید؟
بله. بعد از چند ماه برنامه ریزی و به کمک دوستای خیلی خوبم در جاهای مختلف دنیا تور "ایهام" رو داریم شروع میکنیم. بعد از اولین برنامه که در لندن خواهد بود به کانادا خواهیم رفت تا در چند تا شهر کنسرت داشته باشیم و احتمالا یه سری هم به آمریکا بزنیم. برای اواخر پاییز هم به اروپا بر میگردیم تا در حدود 10 شهر مختلف برنامه داشته باشیم. باید از دوستای خوبم در شرکت پارس لجند تشکر ویژه کنم به خاطر تلاش های مداومشون و لطفی که من دارن به خصوص دوست عزیزم جواد صفری.
در همین بین و احتمالا در کانادا کار آلبوم جدید رو هم شروع خواهیم کرد.
موسیقی 360 : قصد ندارید موزیک ویدیو (کلیپ) برای آثار اوهام بسازید؟
چرا خیلی دوست دارم چند تا کلیپ جدید برای اوهام بسازیم. مشکل اینه که تیم اوهام در چند سال گذشته در سراسر دنیا پراکنده شدن و از همه مهمتر زرتشت سلطانی که همیشه کارای ویژوال اوهام رو انجام میده از ما دور و در آمریکا درگیر شرکت تازه تاسیس خودشه. از طرفی هم به موزیک ویدیوهای معمولی و کلیشه ای هم اصلا راضی نمیشم و دوست دارم کلیپ های حرفه ای و خوب در حد کار اوهام براش ساخته بشه که خب این پول و امکانات زیادی احتیاج داره. ولی خیلی به فکرش هستم و پی گیر هم
هستم تا هرچی زودتر حداقل دو تا کلیپ خوب برای "ایهام" آماده کنیم.موسیقی 360 : آلبوم بعدی شما چه وقت منتشر خواهد شد؟
اوهام همیشه رکورد دار تاخیر در انتشار آلبوم هاش بوده و نمیخوام تاریخ دقیقی بگم که باز بدقول بشیم ولی اینرو میتونم قول بدم که از پاییز ضبط آلبوم جدید رو شروع خواهیم کرد و اگر همه چی خوب پیش بره زود هم منتشر خواهد شد.موسیقی 360 : عمده ترین تفاوت آلبوم بعدی شما با 4 آلبوم قبلی چه خواهد بود؟
عمده ترین تفاوت آلبوم جدید خوندن شعر های خودم خواهد بود. در این چند سال گذشته کلی شعر نوشتم و الان ذخیره خوبی از این نظر دارم! من شاعر به اون معنی خاصش نیستم و اصولا شعر موزیک راک هم یه جور راحت تر و خودمونی تره برای همین شروع کردم به نوشتن و خوب هم پیش میره. من همیشه دنبال یه جور شعر ساده برای موزیک راک بودم. شعری که راجع به امروز و اتفاقاتش باشه.. شعری که راجع به احساسات و تجربیات خودم باشه چون میدونم که بقیه هم با اون هم ذات پنداری خواهند کرد. استفاده از اشعار حافظ داستان دیگه ای داشت که تعریف هم کردم ولی الان احساس میکنم دیگه موقعش شده که حرف های خودم رو بزنم. حتما در آینده باز هم از اشعار حافظ استفاده خواهیم کرد ولی فعلا قصد دارم دیگه خودم شعر بنویسم. امیدوارم کسی نخواد شعرهای من رو با حافظ مقایسه کنه چون اینا اصلا دو تا موضوع جداگانه هستن. من فقط سعی خواهم کرد ز خودم و زندگیم بنویسم..به لحاظ موزیکی هم تفاوت زیادی خواهیم داشت ضمن اینکه سبک و صدای اوهام رو حفظ خواهیم کرد. بازگشت شاهرخ به اوهام بعد از چند سال دوری به طور حتم روح تازه ای به موزیکمون میده. در همه این سالها من با بهترین گیتاریست های ایرانی کار کردم و همه هم خوب بودن (چه در استودیو چه روی استیج) ولی هیچ کی نتونست به شاهرخ و کارش حتی نزدیک بشه.
میتونم بگم منتظر یه کار داغ و جنجالی باشین.. من و شاهرخ دنبال همون انرژی و اثری هستیم که "نهال حیرت" ده سال پیش داشت. احساس میکنم همه
چی دوباره داره آماده میشه که یه کار اساسی خلق کنیم.
موسیقی 360 : در پایان اگر نکته و حرفی باقی مانده که با اوهامی ها بزنید....اوهامی ها... نمیدونم واقعا چه جوری طرفدارامون رو توصیف و ازشون تشکر کنم. بارها گفتم که تو این ده سال گذشته بارها شده بود که من کاملا بریده بودم و میخواستم همه چیز رو تموم کنم ولی هر بار این بچه ها چنان عشق و علاقه ای نشون دادن که من خجالت کشیدم و هر جور بوده ادامه دادم. گروه هایی بودن که هرسال یکی یا حتی دوتا آلبوم دادن و مرتب کنسرت دادن ولی امروز کسی حتی آهنگ هاشون رو
هم یادش نمیاد. اوهام با همه این مشکلاتی که داشته و کم کار بودنش به خاطر حمایت و عشق همه اوهامی ها هنوز زنده هستش و به راهش ادامه میده. اینرو واقعا بی طرفانه میگم که اوهام بهترین و با حال ترین و آدم حسابی ترین طرفدار هارو داره و من به این افتخار میکنم. همین اواخر و با انتشار "ایهام" حمایتی از اوهام کردن که من خودم هم انتظار نداشتم. میتونستن از خیلی جاها تو اینترنت آلبوم رو دانلود کنن ولی همه بین خودشون قرار گذاشتن کسی آلبوم رو غیر قانونی تهیه نکنه و همین هم شد و همه نسخه های اریجینال رو خریدند. از همه شما اوهامی های عزیزم ممنون و متشکر هستم و آرزو میکنم روزی برسه که همگی یه جا جمع بشیم و موزیک بزنیم و حال کنیم و از کشورمون و همه چیزهای خوبش لذت ببریم.
اوهام مرحله جدیدی رو شروع کرده و این بار واقعا پشتش گذاشتیم تا به جایی که لیاقتش رو داره برسونیمش و در این مسیر به حمایت و عشق همه شما احتیاج خواهیم داشت و روی اون حساب میکنیم. دوستتون دارم!
This interview was first published on music360.ir








