You are here: Home / مروری بر بوسه های بیهوده اثر محسن نامجو

مروری بر بوسه های بیهوده اثر محسن نامجو

Submitted by ZirzaminAdmin on Thu, 06/02/2011 - 05:32.

خبر خوبی با شنیدن این آلبوم به طرفدارانش داده شد: نامجو کماکان دیوانه است.................و عاشق...

 

مروری بر بوسه های بیهوده اثر محسن نامجو

نویسنده: پدرام موبدی

مای ۲۰۱۱

 

 

ایرانیان، چیزی که زیاد شنیده اند، مرثیه و دکلمه و پند و اندرز است. ممکن است صدای آکنده از یاس و فلاکت و سیاهی حسین پناهی دل برخی را آرام کند. ولی دقت کرده اید که چقدر چگالی مرگ در آن بالاست؟ از قعر چاه ناله می کند و از درماندگی خویش می گوید. هستند کسانی‌ که به رسم عادت با شعر وی عجین شده اند. حال که حسین پناهی مرده است، دیگر دست نیافتنی است. پنج شنبه شب ها، جرعه ای به یادش می نوشند و سری به ملال و تاسف تکان می دهند و به فرش خیره می شوند و خوشحال شدیم و تشریف بیارید باز هم! و براستی به گریه انداختن ما ایرانیان جنگ زده و چهارده ماه از سال عزادار چقدر ساده است... و بی ارزش!

 

چند ماهی از انتشار رسمی بوسه های بیهوده، چهارمین اثر استودیویی محسن نامجو نمی گذرد. پنداری این حنجره به راحتی از پس «گریس» جف باکلی[1] بر آید. در واقع، آنگونه که نامجو مثل آب خوردن در «گواردانده لاس واکاس: قسمت دوم» از باریتون به کانتر تنور خود جولان می دهد، خیلی سخت می توان بر تسلط غریب او بر آواز خرده گرفت. یکی از وجوه تمایز او با هم قطارانش همین است. نامجو در اجراهای زنده خود گاهی حتی پا فراتر از کاری که در استودیو کرده است می گذارد. در حالیکه صدای دیگران در کوکتل بی طعمی از درام و گیتار و بیس غرق می شود و خواننده از مخاطب خود واهمه شرم آوری دارد، نامجو گویی ترجیح می دهد همه به تمام کلماتش گوش کنند. بسیاری اوقات خودش است و یک ستار و یا یک گیتار آکوستیک. مابقی برای او اغلب تشریفات است. البته بگذریم از این که این نوع اجرا هم اقتصادیتر و پر در آمدتر هستند

 

بوسه های بیهوده مملو از همان هذیان های آهنگین و شیرین مختص نامجوست. اشعار آن طی دو دهه پیش سروده شده اند. ملودی ها و قطعاتی را به فراخور حال از بالکان گرفته تا سنتی ایرانی به عاریه گرفته است. کار، به طرز دور از انتظاری منسجم است. منصفانه نیست که نام آن را صرفاً آلبومی از دکلمه ها گذاشت. پنداری هر چه از سن نامجو می گذرد به جراتش افزوده می شود. بیشتر از هر برچسبی طفره می رود و پخته تر می شود

 

خبر خوبی با شنیدن این آلبوم به طرفدارانش داده شد: نامجو کماکان دیوانه است.................و عاشق. همانگونه که آن را می خواهیم. من نمی دانم «چاقانالاوالا» یعنی چه(شاید بر عکس آن را بایستی خواند)! سعید امامی و سردار نظری اینجا چکار می کنند؟ و یا رابطه ابراهیم گلستان و فروغ برای نامجو چقدر اهمیت دارد؟ آنچه لذت بخش و خوش طعم است حلیمی است که همه این چاشنی ها را در خود دارد. شعر نامجو، این بار، برای این آهنگ ها ساخته نشده است. بلکه موسیقی بوسه های بیهوده رودخانه ای است که اشعار ملون از چهار سوی عالم روی آن غوطه ور است. کاریکلماتورهای نامجو، آن گونه که گاهاً معنا را نیز قربانی وزن می کنند، قابل توجه است

 

منتقدان نامجو کم نیستند. هر که کار جدیدی در این سی و اندی سال کرده آماج حملات و جملات وافری بر پایه چهارچوب هایی است که گوینده خود بویی از آن ها نبرده است اما در خفه کردن آن نیمچه استعداد در نطفه موفق بوده است. در مورد نامجو، صفی از این شنوندگان قرار دارند. عده ای بر این نظرند که وی موسیقی غربی را به اندازه کافی تجربه نکرده و اصولاً حق ندارد پا فراتر از حد خود بگذارد. موسیقی سنتی ایرانی را به تمسخر گرفته! آهنگ فلانی را دزدیده! خیلی بی تربیت است! و نامجو در مقابل، گویی هر چه بیشتر از این حرف ها می شنود، بیشتر بر کار خود صحه می گذارد

 

یک سری دیگر، همیشه آن نامجوی قدیمی را می خواهند. همان که «دیازپام ده» را خواند. همان که از ملودی «لاو باز» نیروانا[2] برای «جبر جغرافیایی» استفاده کرد. همان که در حین شامپو زدن در حمام از دستکاری در رپرتوار موسیقی کلاسیک ایران می گفت. این قبیل دوستان مختص ایران نیستند. هواداران پرل جم[3] هم کماکان همان پرل جم 91 را می خواهند و به هیچ چیز دیگر قانع نیستند

 

بوسه های بیهوده از معدود آلبوم های ایرانی است که شکل آلبوم دارد! غالباً آلبوم های ایرانی، خصوصاً پاپ، تنها مجموعه ای از چند کار جدید از یک خواننده است. تم و درون مایه ای در کار نیست. این آلبوم، شاید هم به خاطر اینکه آهنگها به ترتیب تاریخ در آن چیده شده اند، پیوستگی فهوایی دارد. فراز و فرود های آن همه در همان قاب جا می گیرند. به عبارت دیگر آلبومی نیست که آن را با یک یا دو ترانه برجسته (هیت[4]) یه یاد آورد. شاید هم نامجو می‌دانست که اگر اشعار خود را به صورت کتاب نشر کند، به این اندازه خریداری نمی‌شد. البته در این دوران، کمتر کسی‌ کتاب شعری می‌خرد. پنداری تصمیم نامجو تصمیمی درست بوده

 

محسن نامجو بر خلاف اصولی کار خود را به پیش می برد که شاید خود کماکان شیفته آن ها باشد. این موضوع که کار او بدلیل اینکه این و آن را تلفیق کرده قابل تمجید است، نادرست است. هنر نامجو و دوستانی که او را در رساندن وی به جایگاه کنونی کمک کرده اند در تلفیق محض سنتی و پاپ و راک و بلوز نیست. تلفیق ژانرها، امری بدیع و جدید نیست. اتفاقاً در اکثر موارد به فاجعه می انجامد. نامجو صدای دغدغه نسلی سرگردان است در گذاری بس مخاطره آمیز و پر هزینه به مدرنیته. شعر او دلهره جدایی از ذهنی است که از تقدس گریزان است اما خاطراتش همه باید دست نخورده باقی بمانند. آنچه ما از بیانش هراس داشتیم، نامجو نعره می زند. با جنون او مخاطب همزادپنداری می کند و صدایش بر دل می نشیند. خوش بختانه این دیوانه عاشق هنوز بین ماست و هر از گاهی ما را متعجب می‌کند

 

 

Pedram Mobedi is the proprietor of ghost-fm.

 

1 Jeff Buckley, Grace 1994

2 Nirvana’s “Love Buzz”, Bleach 1989

3 Pearl Jam

4 Hit